على محمدى خراسانى

45

خارج اصول (فارسى)

و تعريف ما با تعريف صاحب فصول « الوضع تعيين اللفظ للدلالة على المعنى بنفسه » « 1 » در اين جهت تفاوت دارد كه ايشان دلالت را غرض از وضع دانسته‌اند و تعريف به غرض و فايده نموده‌اند ولى ما دلالت را خود وضع مىدانيم و دلالت وضعيّه هم يعنى دلالتى كه منسوب به وضع است و از وضع سرچشمه مىگيرد و با وضع درست مىشود و كار واضع اين است كه قبلا ميان لفظ و معنى ارتباط و دلالتى نبود و واضع با وضعش اين ارتباط و دلالت را ايجاد نمود و لفظ را دلالت كننده و معنى را دلالت شده قرار دارد . در پايان دو تعريف ديگر براى وضع : الف : مشهور در تعريف وضع فرموده‌اند : « الوضع جعل اللفظ بازاء المعنى او تخصيص اللفظ بالمعنى او تعيين اللفظ المعنى او تسمية المعنى باللفظ او جعل اللفظ علامة للمعنى و . . . » از ديدگاه مرحوم آخوند اين تعريف اشكال دارد زيرا تقسيم وضع به وضع تعيينى و تعينّى از تقسيمهاى مشهور است و طبق تعريف مذكور وضع فقط وضع تعيينى را شامل مىشود و وضع تعينّى را شامل نمىگردد زيرا در وضع تعينّى تعيين و جعل و تخصيصى نيست بلكه در اثر كثرت استعمال و انس ذهنى خود به خود لفظ براى معنى متعّين مىشود . و روى همين اصل مرحوم آخوند تعريف ديگرى دارند كه خواهد آمد . البته اين مناقشه قابل‌جواب است زيرا در وضع تعينّى هم جعل و تخصيص هست منتها در تعيينى اين جعل و تخصيص ابتدائى و از سوى فرد يا گروه معينّى صورت مىگيرد و در وضع تعينّى اين تخصيص در سايه كثرت استعمال حاصل مىشود و زيادى استعمال تعيين‌كننده است و در حقيقت منشأ تعيين فرق دارد ، كيفّيت تعيين و نحوه آن متفاوت است . ب : مرحوم آخوند در تعريف وضع فرموده : « الوضع نحو اختصاص للّفظ بالمعنى و ارتباط خاص بينهما » « 2 » يعنى وضع عبارتست از يك نوع اختصاص و ارتباط ويژه‌اى كه

--> ( 1 ) - 1 - الفصول الغرويه ص 14 ( 2 ) - 2 - كفاية الاصول ج - ص 10